تبليغاتX
ویژه
در ابتدا كلمه داشت با مادرش زنا مي كرد
 

 

تقديم به خواهرم

در 22 ساله گي اش

وبه مرمر

و به نوشته

كه

" اين جا مزار سر زندگي است"

 

 

جاذبه

 

 

سكوت قايله بر ميگردد

امير بنده *

امير بنده

ماهي با زخم كوچكي كه دهانش برداشته مي ميرد

اگر پذيرش من بود وبعد از اين

تمام روز پياده كنار منظره هاي مداوم آب

پرنده با دو كودك مونث خود

و من

برادر دل تنگ

كنار بوي علف هاي كهنه سر به گريه بر آرم

هوا گرفته

هوا روي سقف سرد

هوا در مسير بوي ابابيل

وروز هاي جوان مرگ حاصل تابستان

اگر خلاصه ي كام جواهر است دلم

شكنجه گاه لب تو است تا به خنده بشويند خاك كفن را

اگر بميرم وهرگز

اگر به دوري باشد

امير بنده پر از روز هاي باكره تا كي

نمايش گل ارديبهشت نيست برادر

بيا به شانه ي خم

بيا به سمت سفيدي ي تازه

بيا به خاطره ي دور هاي نارنجي

و از تولد او

۲۲

و هيچ وقت نرفته ۲۲

و هر چه مانده همين است ۲۲

و كوچه سخت به اندامش ميگويد ۲۲

وكوزه از شراب ۲۲ پر است

و اين عدد لعنتي

و اين عدد كه مهم

و اين عدد خسته در شناس نامه ي من

و اين عدد

كنار كوچه به اندازه غم سنگين

بهار رفته به تابستان

شهيد راه كجاي بهار خواهي رفتن

و رفته گران گروه كر ۲۲

حماسه روي جگر بند شهر كتك خورد

و آن چه مانده كمي از پرنده و چيزي محال از عددي سخت است

غم شهيد شدن

كنار پنجره ترديد نازك بدنم بود

غم شهيد شدن

همين كه آينه بند شباب در بدنم بود

 

* امیر بنده نام امام زاده ایست با دو برادر شهید

میر احمد و میر ابراهیم

که یکی شان در وقت شهادت مجرد بود

به همین واسطه زیارت او برای دوشیزگان روستای بی بالان نشان بی متانتی است

 

 

برای خواندن مقاله "غزل پست مدرن فرزند شعر سپید نیست" این جا کلیک کنید

|+| نوشته شده توسط حبیب موسوی در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387  |
 ای ایران

 

اي ايران

 

قالو بلا

كه بخش دوم كربلا

وسيل گلستان

وزلزله ي بم

كلاغ هاي مذاب منتشر روي جادهي زاهدان

زهد تگرگ در تاج ريزي ي گندم

ويك نفر از مردم داد زد

«در كمرم

پسرم

كنار همسر آدم چنباتمه زد »

واين كه پذيرفته ايم

بلاي طايفه در زمستان بي موقع زيتون زار

با گيس هاي بريده گريه كنيم خواهر خود را به جاي خراج

دو چشم مشكي ي او روي بند رخت بخشكد

وما ادمه ي ديواري باشيم كه مردهاي ده عادت كرده اند

كلون در كه ميافتد گوسفند هاي طبس از طاعون خنده مي ميرند

وگرنه ناي شكفته ندارد آلاله

كه شليك چند تير هوايي اتفاقِ كبوتر را خندان كند

نه آن كه فكر كني بلاي جان مني

نيستي

بلا فقط كلمه روز اول كمرم بود

صبحم جهيد

اهواز فلز تانك ها را پوساند

گفتم قبول دارم

فردا پياده روي قلب تو سيگار ميكشم

 

 

برای خواندن مقاله "غزل پست مدرن فرزند شعر سپید نیست" این جا کلیک کنید

 

|
|+| نوشته شده توسط حبیب موسوی در یکشنبه بیستم بهمن 1387  |
 

باید به سوزنی برگ ها فکر کرد

بعدا فکر می کنم مادر بود که برگ کاج بفل کرد و خواب دید

جایی برای توبه نمانده حالا

من تلالوء کرم توی چشم هایم هست

کامل جنبه

دارم به آینه دلتنگی یاد می دهم

وقتی مرا ببیند

من بعدنم

من بعدن در پاشویه ام دق می کنم

برای خواندن مقاله ی( (غزل پست مدرن فرزند شعر سپید نیست) )این جا کلیک کنید

|+| نوشته شده توسط حبیب موسوی در سه شنبه هشتم بهمن 1387  |
 
 
بالا